بودن يا نبودن
اين دنيا لجن زاري است كه اگر آواي چند مرغ آن سويي نبود بوي تعفن مجال زندگي را از موجودات مي گرفت .
واي از اين لجن زار و رويش هاي آن . اي واي از ما كه هستيم و افتخار زنده بودن را داريم . آيا انسان براي بودن آمد يا نابودن ؟ اندكي تامل در خود و ديدن زندگي خود و ديگران راز اين ملعبه بازار بودن را عريان خواهد كرد .
به قول خيام : گر آمدنم به خود بدي نامدمي و حالا كه آمديم بايد باشيم براي خود و براي ديگران . براي ديگران بودن را هرگز فراموش نكنيم . كه اين خود بزرگترين موفقيت است براي انسان بودن .
واي از اين لجن زار و رويش هاي آن . اي واي از ما كه هستيم و افتخار زنده بودن را داريم . آيا انسان براي بودن آمد يا نابودن ؟ اندكي تامل در خود و ديدن زندگي خود و ديگران راز اين ملعبه بازار بودن را عريان خواهد كرد .
به قول خيام : گر آمدنم به خود بدي نامدمي و حالا كه آمديم بايد باشيم براي خود و براي ديگران . براي ديگران بودن را هرگز فراموش نكنيم . كه اين خود بزرگترين موفقيت است براي انسان بودن .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21:10  توسط حسینی چاهگاهی
|
