تبليغاتX
آوای دل من

آوای دل من

تراوش دل

جای پای سهراب

به سراغ من اگر می آييد

پشت یک صفحه ی شیشه توی اینترنت

برگه ای هست که آن، سرد و خامش شده است

چون که بی حوصله ام .در پس حوصله ها

اندکی وقت و زمان همه خالی شده است

دو سه روزی دو سه مطلب یکی از خود یکی سرقت

توی این صفحه که وب اسم آن سویی آن است

هویدا شده است

ولی اکنون که زمانی نبود وقت و خیالی

سر من سوت کشد صیحه زند ، وای به حالت

که زمان بگذرد و صفحه ی وب همه  کوچک شده است

با خودم باز بگویم :تو کجا صفحه نویسی به تو چه

ولی گه گاه که تنها شده ام باز این دست رود سوی قلم

جرعه ای باز بجوشد ز مخم

و نویسم همه را

به سراغ من اگر می آیید توی این صفحه ی وب

نرم و آهسته بیایید و ببخشید که من

باز بی دل شده ام

و کلامی است که اندر دل من فورانی شده است .

27/9/۸۴

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 0:54  توسط  حسینی چاهگاهی  | 

گذار و گذر

اگر يک بار ديگر بر گذارم توگذر کردی

 بگو او هم مرا همچون سرابی سرد اما روح او چون چشمه ساران شاد و دل اندر اميدی زنده می بودی

و من درعين رويا روز و شب اندر کمين گاهش دلم چون صخره از سردی   و او چون نور از گرمي شررکردی.

دلم خوش بود او را روز و شب هر شب به کنجی در به در کردی

و او هم چون غباری دل گرفته در ميان اندهی خاموش و طاقت گير در ره بود.

خداوندا اگر من سر خوشم می نوش و بي پروا

و يا گر او به دنبال سقوط من

تو خود دانی که کاری پر خطر کردی

که هر چيزی که از درگاه او آيدتو خود بر من نظر کردی .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 12:44  توسط  حسینی چاهگاهی  |